حاج ملا هادي السبزواري
5
شرح المنظومة
سال ، بطول انجاميد . پس از انجام حج ، با كشتى وارد بندرعباس شد وسپس به كرمان رهسپار گرديد . ورود وى ، مصادف با فوت فتحعلى شاه قاجار بود كه بههمين علت راهها ناامن گشته بود . به ناچار مدت يكسال در كرمان بماند . در همين سال بود كه همسر اوّل خود را از دست داد از اين همسر يك پسر بنام ملا محمّد داشت كه در زمان حيات پدر درگذشت . همسر دومى از اهالى كرمان اختيار نمود كه از أو صاحب پنج فرزند شد : سه دختر ودو پسر به نامهاى عبد القيوم ومحمد إسماعيل . بار ديگر به مشهد بازگرديد وپس از ده سال تدريس علوم شرعيه وعقلية ، سرانجام به سبزوار كه مسقط الرّأس أو بود بازگشت وتا پايان عمر ديگر از اين شهر خارج نشد . در سبزوار ، حوزه بسيار گرم وپرشوروحالى پديد آورد ، بطورىكه از سراسر إيران ، جهت كسب فيض از محضرش بدانجا مىشتافتند - باآنكه أكابر كمنظيرى مانند آقا على مدرس زنوزى ( 1307 - 1234 ) وميرزا أبو الحسن جلوه ( 1314 - 1238 ) در تهران تدريس مىكردند - وى سه نوبت درس در روز مىگفت شرح منظومه را براي مبتديان ، أسفار را براي متوسطين ويك درس خصوصي براي خواص از اصحابش ، كه اطلاع دقيقى از محتواى آن در دست نيست . سرانجام آخر ماه ذي الحجّة سال 1289 ه . ق . در يك حالت جذبه وذكر ، دار فانى را وداع گفت . جسد مطهر وى در زادگاهش در سبزوار ( قسمت ميانى فعلى شهر سبزوار ) به خاك سپرده شد . به دستور ميرزا يوسف مستوفى الممالك مقبره مناسبى بر مزارش بنا كردند . عاش سعيدا ومات حميدا . ب - شخصيت اخلاقى ، اجتماعي وسياسي : مرحوم حاجى باآنكه از خانوادهاى مرفّه ومتمّول بود ، هيچگاه چون اشراف ، زندگى نكرد . در طول تحصيل خود در أصفهان ، مبلغ هنگفتى را بين طلاب نيازمند بطور ناشناس تقسيم نمود . « 6 » سادهزيستى وهمنشينى با فقرا ، بىرغبتى به أمور دنيوي ومقامات ظاهري وعدم پذيرش هدايا از سوى هر قشر وگروهى ، حتى سلاطين جور زمان خود وأمثال آن ، از صفات بارز اخلاقى وى بود ، آنچنانكه زبانزد خاص وعام گشته بود . رياضات شرعيه فراوان وعمل مستمر به مستحّبات ونوافل وتهّجد وسير مراتب عرفان عملي أو را به مقامات عاليه معنوية نائل گردانيده بود تا آنجا كه به اجماع همه مورّخان داخلي وخارجي وشاگردان وعلماى بزرگ معاصرش ،